به گزارش تادنا نیوز، حتی صبح هنوز بهدرستی آغاز نشده که تلفنهای همراه با پیامهایی با برچسب «فوری» به صدا درمیآیند. چند دقیقه بعد همان خبر، با تیترهایی کمی متفاوت یا حتی دقیقاً یکسان، در کانالها و گروههای دیگر بازنشر میشود. یکی مینویسد «منبع موثق دارد» و دیگری ادعا میکند «دوستِ دوستم آنجا بوده». تا ظهر، خبر آنقدر دستبهدست میشود که دیگر کسی نمیپرسد اصل ماجرا چه بوده است؛ همه فقط درباره پیامدهایش حرف میزنند. عصر که تکذیبیه منتشر میشود، دیگر دیر شده است؛ خبر جعلی کار خودش را کرده، ترس و اضطراب را پخش کرده، ذهنها را درگیر کرده و به سراغ قربانی بعدی رفته است.
این روایت، داستانی تکراری در فضای مجازی امروز است. اخبار جعلی با سرعتی شبیه ویروسی خاموش و بیرحم منتشر میشوند، ذهنها را آلوده میکنند و اعتماد اجتماعی را فرسایش میدهند. در این میدان، حقیقت اغلب عقب میماند و شایعه پیشتاز میشود. هر بازنشر ساده بدون بررسی، گامی دیگر در مسیر تضعیف اعتماد عمومی است.
فضای مجازی امروز به میدان مینی شباهت دارد که هر حرکت اشتباه میتواند پیامدهای غیرقابل بازگشت داشته باشد. مخاطبان خسته و اغلب بیخبر، در میان انفجار اطلاعات نادرست، گاه تنها تماشاگر و گاه ناخواسته شریک انتشار دروغ میشوند.
خبر جعلی برخلاف خبر حرفهای، نه به دقت نیاز دارد و نه به زمان. کافی است یک تیتر تحریککننده، روایتی ناقص و اندکی ترس یا خشم به آن افزوده شود. همین ترکیب ساده، موتور انتشار را روشن میکند. شبکههای اجتماعی نیز بهجای صحت، به میزان واکنش اهمیت میدهند؛ هرچه لایک، کامنت و بازنشر بیشتر، شانس دیدهشدن بالاتر. در چنین فضایی، خبر درست معمولاً بازنده است، چون محتاط است، نیاز به تأیید دارد و هیجان کاذب تولید نمیکند.
فضای مجازی مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده خبر را از بین برده است. امروز هر کاربر با یک بازنشر ساده، نقش یک رسانه را ایفا میکند، بیآنکه آموزش حرفهای دیده باشد یا مسئولیتی برای خود قائل شود. بسیاری از این افراد نیت فریب ندارند، اما از سر عجله یا هیجان، به حلقهای از زنجیره انتشار اخبار جعلی تبدیل میشوند.
اطلاعات نادرست فقط یک خطای ساده نیست و آثار واقعی و ملموس دارد. در دوران کرونا، شایعاتی درباره درمانهای جعلی و خطرناک جان انسانها را به خطر انداخت و اعتماد عمومی به توصیههای پزشکی را کاهش داد. در حوزه اقتصاد نیز شایعات درباره ارز و طلا، حتی اگر ساعاتی بعد تکذیب شوند، میتوانند بازار را ملتهب کنند و به ضرر سرمایهگذاران خرد بینجامند. در حوادث طبیعی مانند زلزله، سیل یا آتشسوزی نیز اخبار نادرست باعث سردرگمی، توزیع نامناسب کمکها و افزایش اضطراب عمومی شده است.
خطر اصلی اما جایی آشکار میشود که مخاطب، پس از مواجهه مداوم با دروغ، دیگر به هیچ خبری اعتماد نمیکند؛ حتی حقیقت. فروپاشی اعتماد عمومی، جامعه را در برابر هر بحران اقتصادی، اجتماعی یا طبیعی آسیبپذیرتر میکند و روند بازسازی اعتماد را دشوار و طولانی میسازد.
برخلاف تصور، قربانیان اخبار جعلی الزاماً افراد کماطلاع نیستند. کسانی که اخبار را سریع و احساسی دنبال میکنند، در اتاقهای پژواک شبکههای اجتماعی قرار دارند یا بیش از حد به همفکران خود اعتماد میکنند، بیشتر در معرض فریب قرار میگیرند. وقتی خبری دقیقاً مطابق باورها و خواستههای ماست، کمتر به صحت آن شک میکنیم.
در بسیاری از کشورها، مقابله با اخبار جعلی به یک سیاست عمومی تبدیل شده است. نهادهای مستقل راستیآزمایی فعال شدهاند، پلتفرمها ملزم به برچسبگذاری محتوای مشکوک شدهاند و سواد رسانهای بهعنوان مهارتی حیاتی وارد نظام آموزشی شده است. هدف، آموزش تفکر انتقادی و توانایی تشخیص خبر درست از نادرست است.
خبر معتبر نشانههایی روشن دارد؛ منبع مشخص، تاریخ دقیق، نویسنده قابل پیگیری و زبانی غیرهیجانی. خبر حرفهای تلاش نمیکند مخاطب را بترساند یا تحریک کند، بلکه میکوشد آگاهسازی کند. تصاویر و ویدئوها باید قابل راستیآزمایی باشند و روایت خبر نباید دچار تناقضهای جدی میان منابع مستقل شود.
با ورود هوش مصنوعی، مرز میان واقعیت و جعل باریکتر از همیشه شده است. تولید متن، تصویر و ویدئوی جعلی با کیفیت بالا، تشخیص را برای مخاطب عادی دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، صرف اتکا به ابزارهای فناورانه کافی نیست و آموزش ذهن مخاطب اهمیت دوچندان پیدا میکند.
اخبار جعلی شاید هرگز بهطور کامل از بین نروند، اما میتوان آنها را مهار کرد. هر بار که پیش از بازنشر یک خبر مکث میکنیم، منبع را بررسی میکنیم و اجازه نمیدهیم احساسات بر قضاوتمان غلبه کند، گامی کوچک اما مؤثر در مسیر حفظ حقیقت و اعتماد اجتماعی برداشتهایم.