پشت پرده انتقال پایتخت/ پای مافیا در میان است؟

کاریکاتور پزشکیان/تادنا نیوز

در حالی‌که هشدارها درباره کمبود آب در پایتخت هر روز شدیدتر می‌شود، رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان، از بحرانی سخن گفته است که:

اگر امروز فکری عاجل نکنیم، فردایی برای علاج باقی نمی‌ماند.

او در همان سخنان، با لحنی بی‌سابقه از «اداره‌سالاری بزرگ» و «چندپست گرفتن‌ها» انتقاد کرد؛ عباراتی که به‌گفته تحلیلگران، اشاره‌ای مستقیم دارد به ساختار پیچیده و فاسدی که تصمیمات ملی را نه بر اساس منافع مردم، بلکه بر اساس منافع گروه‌های قدرت هدایت می‌کند.

💧 پایتخت بی‌آب؛ طرحی که دیگر شوخی نیست

در هفته‌های اخیر، منابع مختلف — از جمله برخی گزارش‌های رسمی و تحلیل‌های بین‌المللی — از افت بی‌سابقه ذخایر سدهای تهران خبر داده‌اند.
میزان آب ذخیره‌شده در سدهای لار، طالقان و امیرکبیر به کمترین سطح در بیست سال گذشته رسیده است.
در برخی مناطق، حتی فشار آب خانگی کاهش یافته و وزارت نیرو به‌صورت محدود، سهمیه‌بندی غیررسمی آب را آغاز کرده است.

در همین میان، در جلسات غیرعلنی کارشناسی، دو پیشنهاد حساس مطرح شده است:

جابجایی تدریجی پایتخت اداری و سیاسی از تهران به منطقه‌ای مرکزی‌تر و کم‌جمعیت‌تر (مانند سمنان یا اراک)

آغاز طرح اضطراری برای انتقال جمعیت از جنوب و شرق تهران در صورت تداوم خشکسالی تا تابستان آینده.

این ایده پیش‌تر هم در دولت‌های قبل زمزمه شده بود، اما امروز، در سایه‌ی بحران واقعی آب، رنگ و بوی اجرایی به خود گرفته است.

🧩 اما پرسش کلیدی اینجاست

چگونه شهری که دهه‌ها مرکز تصمیم‌گیری کشور بوده، با صدها سد، پروژه انتقال آب، و بودجه‌های میلیاردی، ناگهان در آستانه‌ی «بی‌آبی مطلق» قرار گرفته است؟

کارشناسان محیط‌زیست پاسخ تلخی دارند:
این بحران، فقط حاصل خشکسالی طبیعی نیست؛ بلکه نتیجه‌ی مجموعه‌ای از تصمیم‌های عامدانه و سودمحور است که در طول سال‌ها گرفته شده‌اند:

انتقال بی‌رویه آب به صنایع فولاد و پتروشیمی اطراف قم و سمنان،

سدسازی‌های غیرکارشناسی در حوضه‌های منتهی به تهران،

و مهم‌تر از همه، رانت در پروژه‌های آبی و پیمانکاری دولتی که به‌گفته پزشکیان، حاصل همان «چندپست‌گرفتن‌ها و اداره‌سالاری» است.
به بیان دیگر، گروه‌هایی در ساختار قدرت، از مسیر بحران آب سود می‌برند — چه از طریق پروژه‌های عمرانی جدید، چه از طریق قراردادهای انتقال آب و حتی طرح‌های شهری مربوط به انتقال پایتخت.

⚠️ بحران یا فرصت برای عده‌ای خاص؟

در ظاهر، بحث انتقال پایتخت راه‌حلی برای مدیریت بحران آب به نظر می‌رسد؛
اما در واقع، منتقدان می‌گویند این طرح می‌تواند بهانه‌ای برای واگذاری زمین‌های جدید، پروژه‌های میلیاردی ساخت‌وساز، و بازتوزیع منافع در میان نهادهای خاص باشد.
به همین دلیل برخی تحلیل‌گران بر این باورند که بحران آب در تهران، نه‌فقط نتیجه سوء‌مدیریت، بلکه بحران عامدانه‌ای است که حالا به فرصتی اقتصادی و سیاسی برای برخی گروه‌ها تبدیل شده است.

🧩 پیوند پنهان: عامدانه بودن بحران
برخی از کارشناسان محیط‌زیست و اقتصاد آب، ریشه بحران را صرفاً «کاهش بارش» نمی‌دانند.
آن‌ها معتقدند خشک شدن دریاچه‌ها و افت شدید منابع زیرزمینی، نتیجه یک سلسله تصمیم‌های عامدانه و سودمحور بوده است؛ تصمیم‌هایی که اغلب در خدمت منافع گروه‌های خاص یا صنایع رانتی‌اند:
سدسازی‌های غیرضروری که منافع پیمانکاران و نهادهای خاص را تضمین می‌کرد؛
انتقال آب بین‌حوضه‌ای برای تأمین صنایع فولاد و پتروشیمی در مناطق خشک؛
تخریب تالاب‌ها و دریاچه‌ها برای استفاده از زمین و منابع معدنی زیر آن؛
و در نهایت، فساد ساختاری و بوروکراسی در تصمیم‌گیری‌های زیست‌محیطی.
وقتی پزشکیان از «اداره‌سالاری بزرگ» و «چندپست‌گرفتن‌ها» حرف می‌زند، در واقع دارد به همین شبکه تصمیم‌گیری اشاره می‌کند — سیستمی که ممکن است در ظاهر «بی‌کفایت» به نظر برسد، اما در عمل منافع مشخصی را دنبال می‌کند.

🧠 جمع‌بندی
اگر سخنان پزشکیان را کنار واقعیت بی‌آبی تهران و زمزمه‌های جابجایی پایتخت بگذاریم، تصویری روشن پدیدار می‌شود:
بحران آب دیگر صرفاً یک پدیده زیست‌محیطی نیست، بلکه به ابزاری در بازی قدرت و منافع اقتصادی تبدیل شده است.

پزشکیان از ساختاری حرف می‌زند که در آن تصمیم‌ها نه برای نجات مردم، بلکه برای حفظ منافع گرفته می‌شوند — و اکنون، بحران آب تهران شاید بزرگ‌ترین نمود این ساختار باشد.

شما بگویید
آیا «انتقال پایتخت» قرار است راه نجات تهران باشد؟
چطور کشوری با این همه سرمایه، سد و پروژه انتقال آب، در فاصله کمتر از دو دهه، به چنین نقطه‌ای رسیده است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + چهارده =