چهار سال از آغاز عملیات بازسازی استادیوم آزادی گذشته، اما این پروژه که وعده داده شده بود در مدت کوتاهی به سرانجام برسد، نهتنها تکمیل نشده بلکه هر چند ماه یکبار اخبار متناقضی از وضعیت آن منتشر میشود. ورزشگاهی که نماد فوتبال ایران است، امروز تبدیل شده به یکی از فرسودهترین مجموعههای ورزشی خاورمیانه؛ و این عقبماندگی در حالی اتفاق میافتد که کشور در سالهای اخیر مهمترین بازیهای ملی و باشگاهی را یا با محدودیت شدید تماشاگر برگزار کرده یا مجبور شده به ورزشگاههای کوچکتر پناه ببرد.
مشکل فقط «فنی» نیست؛ روند بازسازی به طرز غیرطبیعی کند است
اگرچه مسئولان وزارت ورزش و شرکت توسعه اماکن ورزشی بارها گفتهاند که «بازسازی در جریان است»، گزارشها نشان میدهد نیمی از کار هم تکمیل نشده. بخشی از زمان از دسترفته ناشی از مشکلات زیرساختی واقعی است: کابلهایی که ۴۰ سال عوض نشدهاند، سازههایی که نیاز به مقاومسازی جدی دارند، و استانداردهایی که باید با معیارهای AFC و FIFA منطبق شوند.
اما از سوی دیگر، تناقض بزرگی باعث حیرت کارشناسان شده: با وجود بودجههای کلانی که هر سال برای این پروژه تصویب شده، سرعت پیشرفت کار شباهتی به یک پروژه ۴ ساله ندارد. در بسیاری از بازدیدهای رسانهای، تصویر یک کارگاه نیمهفعال دیده میشود؛ بخشی از کار جلو رفته و بخشی دیگر اصلاً شروع نشده. این همان جایی است که تحلیلها از سطح فنی فراتر میرود.
پرانتز باز
قرارداد بازسازی با قرارگاه خاتمالانبیا نزدیک به ۱۹۰۰ میلیارد تومان بوده است.
از سوی دیگر هم خبرهایی منتشر شده که بیش از ۱۷۰ میلیارد تومان از حساب خزانه شرکت توسعه اماکن ورزشی برداشت شده که قرار بوده صرف بازسازی شود.
پرانتز بسته

سخنان طارمی؛ پردهبرداری از چیزی که مردم مدتهاست زمزمه میکنند
دیروز مهدی طارمی، ستاره تیم ملی، حرفی زد که موج بزرگی در فضای عمومی به راه انداخت:
او گفت «ورزشگاه آزادی را به خاطر تنشهای کشور درست نمیکنند چون نمیخواهند ۱۰۰ هزار نفر یکجا جمع شوند.»
این جمله بسیاری از هواداران فوتبال را شوکه نکرد؛ چون دقیقاً همان موضوعی بود که مدتها در افکار عمومی زمزمه میشد اما هیچ چهره شاخصی آن را به زبان نیاورده بود.
طارمی در واقع به یک واقعیت اجتماعی اشاره کرد: استادیوم آزادی، بزرگترین فضای تجمع غیرقابل مدیریت در ایران است.
چرا برخی معتقدند تأخیر بازسازی، فقط «مشکل فنی» نیست؟
وقتی بازسازی یک استادیوم در هر کشوری آغاز میشود، معمولاً برنامه زمانی دقیق دارد: ۲ سال، ۱۸ ماه، یا در بدترین حالت ۳۰ ماه. اما آزادی پس از ۴ سال نهتنها تمام نشده، بلکه تاریخ پایان آن هم هنوز قطعی نیست.
کارشناسان اجتماعی و برخی منابع غیررسمی چند دلیل را مطرح میکنند:
۱. حساسیت روی تجمعات بزرگ
در سالهای اخیر چند تجمع غیرورزشی و غیرقابل کنترل در ورزشگاهها رخ داده و مسئولان امنیتی متوجه شدهاند که مدیریت چنین جمعیت بزرگی دشوار است. این نگرانیها باعث شده نظارت و سختگیری روی فعالیت ورزشگاهها افزایش یابد.
۲. موقعیت ویژه آزادی در پایتخت
آزادی درست در قلب تهران است؛ نزدیک به بزرگراههای اصلی، خطوط حملونقل و مسیری که جمعیت بهسرعت میتواند به مرکز شهر حرکت کند. به همین دلیل هر تجمع بزرگ در آزادی «مخاطره بالقوه» تلقی میشود.
۳. نبود تضمین درباره کنترل فضای احساسی
در سالهای اخیر حتی در مسابقات معمولی لیگ نیز شعارهای غیر فوتبالی شنیده شده. این موضوع برای نهادهای مسئول نگرانکننده است. بازسازی آزادی یعنی باز شدن دوباره بزرگترین محل تجمع پایتخت.
۴. پروژهای که هرچه دیرتر تمام شود، هزینه اجتماعی کمتری ایجاد میکند
تحلیلگران سیاسی معتقدند اگر آزادی فعلاً محدود باقی بماند، امکان تجمع گسترده هواداران فوتبال کاهش مییابد. این فرضیه با سخن طارمی همسو است، و برای همین صحبتهای او اینقدر بازتاب پیدا کرد.
وزارت ورزش چه میگوید؟
مسئولان معمولاً میگویند:
-
کار سنگین است
-
بودجه کم است
-
مسابقات اجازه تعطیلی ورزشگاه را نمیدهد
-
ایرادات فنی زیاد است
اینها بخشی از حقیقت است، اما نمیتواند توضیح دهد که چرا یک پروژه ۱۸ ماهه، به مرز ۵ سال رسیده و همچنان در نقطهای ایستاده که نه قابل استفاده کامل است و نه قابل تعطیلی مطلق.
شما بگویید
واقعا چرا استادیوم آزادی پس از سالها هنوز نیمه تمام باقی مانده است!؟
