صدور فرمان حمله به ایران توسط ترامپ/ باید از ایده حسن روحانی حمایت کرد

به گزارش تادنا نیوز، روزنامه هم‌میهن با اشاره به مصاحبه محمدجواد ظریف با فرید زکریا در داووس، حذف او از ساختار تصمیم‌سازی دولت را یکی از نشانه‌های قدرناشناسی سیاسی در مقطعی حساس توصیف کرده و نوشته است که در شرایط بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، توانمندترین دیپلمات جمهوری اسلامی به هر بهانه‌ای از مسئولیت کنار گذاشته شد؛ آن هم بدون آنکه حتی نقشی مشورتی و مؤثر برای او حفظ شود.

در این تحلیل آمده است که نزدیک به ۱۰ ماه از خروج ظریف از دولت می‌گذرد؛ خروجی که درست در زمانی رخ داد که تشدید فشارهای بین‌المللی علیه ایران برای بسیاری از ناظران قابل پیش‌بینی بود. هم‌میهن این وضعیت را به کنار گذاشتن سپهسالار در آستانه جنگ تشبیه کرده و تأکید دارد که مجوز مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا نیز زمانی صادر شد که آشناترین چهره به سیاست آمریکا، از هرگونه نقش مؤثر کنار رفته بود؛ روندی که به ناکامی مذاکرات مسقط انجامید.

این گزارش با انتقاد از یکسان‌انگاری دولت‌های مختلف آمریکا، می‌نویسد تصور «فرقی نکردن ترامپ با اوباما و بایدن» باعث نادیده گرفتن ابعاد روان‌شناختی و راهبردی دولت جدید آمریکا شد. به‌ویژه آنکه ترامپ دوم، هم‌پیمانی رادیکال‌تر مانند بنیامین نتانیاهو را در کنار خود دارد و هم از حمایت گسترده‌تری در میان قدرت‌های اروپایی برخوردار است؛ وضعیتی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری او وجود نداشت.

به باور نویسنده، خروجی این خطای تحلیلی، شکست مذاکرات و در ادامه جنگ ۱۲روزه بود؛ جنگی کوتاه اما پرهزینه که آثار اقتصادی، زیرساختی و امنیتی آن همچنان بر کشور سنگینی می‌کند. در عین حال، خطر بزرگ‌تر تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» توصیف شده است؛ فضایی بلاتکلیف که هم فعالان اقتصادی داخل کشور و هم ناظران خارجی را دچار تردید کرده و حتی مقامات عالی نیز نسبت به پیامدهای آن هشدار داده‌اند.

هم‌میهن در ادامه به سخنان اخیر حسن روحانی اشاره می‌کند که از «امکان گشایش» و نبود بن‌بست مطلق در سیاست خارجی سخن گفته است. به اعتقاد نویسنده، شرایط کنونی دیگر با نرمش‌های مقطعی یا تاکتیکی قابل حل نیست و نیازمند تغییر نگاه مبنایی در سیاست خارجی است؛ تغییری که هم‌زمان با تأکید بر انسجام داخلی، باید در سطح روابط خارجی نیز رخ دهد.

در این تحلیل آمده است که ایران امروز نیازمند گفت‌وگویی صریح و انتقادی درباره مسیر طی‌شده در سیاست داخلی و خارجی است. اگر پروژه «وفاق» به‌معنای کنار زدن خالص‌سازان و کاهش تنش میان حکومت و جامعه تلقی شود، ناگزیر باید مکمل آن، بازنگری عمیق در سیاست خارجی نیز باشد؛ چراکه معیشت و زندگی روزمره مردم مستقیماً به رفع بحران‌های خارجی گره خورده است.

هم‌میهن دو رویکرد متضاد را ترسیم می‌کند: نخست، نگاه تندروهای داخلی و اپوزیسیون سرنگونی‌طلب که هر دو سیاست خارجی را غیرقابل تغییر می‌دانند؛ یکی به نام اصول ایدئولوژیک و دیگری برای توجیه فشار خارجی و حتی جنگ. در برابر، رویکرد دوم، نگاهی تجدیدنظرطلبانه است که بقای ایران را اصل می‌داند و تغییر سیاست‌ها—even اگر هویتی تلقی شوند—را امری ضروری می‌شمارد.

در پایان تأکید می‌شود که هراس مشترک خالص‌سازان داخلی و سرنگونی‌طلبان خارجی از چهره‌هایی مانند حسن روحانی، نه از سر اختلاف نظری ساده، بلکه به دلیل تهدید منافع و روایت‌های آنان است. با این حال، به باور نویسنده، شجاعت واقعی نه در شعارهای تند، بلکه در دیدن واقعیت، پذیرش دشواری شرایط و گشودن روزنه‌ای برای خروج از بن‌بست نهفته است؛ روزنه‌ای که بدون تغییر نگاه، هرگز گشوده نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − یازده =