به گزارش خبرنگار تادنا نیوز، با گذشت روزها از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و خروش بینظیر ملت ایران، اکنون ابعاد جدیدی از یک جنگ تمامعیار رسانهای در سطح بینالمللی آشکار شده است.
پس از این واقعه، اتاقهای فکر و مدیریت رسانههای جریان اصلی در غرب، یک دستورالعمل قاطع و همزمان را برای بایکوت مطلق و سانسور ابعاد دهها میلیونی این تشییع تاریخی صادر کردند. اما این سد استعماری سانسور، با ورود و حضور میدانی حدود ۲۰ تن از سرشناسترین خبرنگاران، تحلیلگران و فعالان رسانهای مستقل غربی (نظیر مکس بلومنتال، بشری شیخ، جکسون هینکل، دیمیتری لاسکاریس و…) به قلب پایتخت ایران کاملاً فروپاشید. این خبرنگاران با استفاده از قدرت فضای مجازی و شبکه اجتماعی X، دروغهای چنددهساله غرب درباره جامعه ایران را برملا کردند؛ موضوعی که اکنون جو سنگین و بیسابقهای را در کشورهای غربی علیه آنها به راه انداخته است.
گزارشهای رسیده از راهروهای رسانهای و محافل سیاسی در آمریکا و اروپا نشان میدهد که خشم شدیدی علیه این خبرنگاران مستقل شکل گرفته است. جریانهای تندرو و رسانههای وابسته به لابیهای صهیونیستی در غرب، با راهاندازی کارزارهای سنگین، این افراد را «خائن به وطن»، «مزدور و مواجببگیر نظام ایران» و «عوامل نفوذی» خطاب کرده و آشکارا در افکار عمومی فریاد میزنند که «دیگر اینها را به کشورهایمان راه ندهید»، «پاسپورتهایشان را باطل کنید» و «اجازه فعالیت رسانهای به آنها ندهید». این حجم از وحشت و انفعال نشان میدهد که چطور روایتگری واقعی چند خبرنگار مستقل با گوشیهای همراهشان از خیابانهای تهران، امپراتوری رسانهای میلیارد دلاری غرب را به زانو درآورده است.
یکی از برجستهترین نمونههای این روایتگری شجاعانه، متعلق به «دیمیتری لاسکاریس»، فعال سیاسی و روزنامهنگار سرشناس کانادایی است. او با انتشار متن و ویدیویی زنده از فراز یکی از نمادهای علمی پایتخت نوشت: «از پشتبام دانشگاه صنعتی شریف-دانشگاهی که در طول جنگ رمضان توسط رژیم متجاوز و آپارتاید صهیونیستی هدف قرار گرفت-اکنون میتوان دریای وسیعی از ایرانیان را دید که شعارهای پرطنین سر میدهند. صدای این تودههای خروشان، پیام قاطع مقاومت در برابر متجاوزان را منتقل میکند و تابوت رهبر شهید در میان این جمعیت عظیم در حال حرکت است.» و یا یکی دیگر از حرکاتی که جبهه رسانهای غرب را به لرزه درآورد، مربوط به «جکسون هینکل»، فعال سیاسی و رسانهای آمریکایی بود. او همراه با جمعیت تشییعکنندگان در ایران شعار مرگ بر آمریکا سر داده بود که این موضوع، اعجاب و ارعاب فراوانی نسبت به او در پی داشت.
همزمان، حضور «بشری شیخ»، خبرنگار باسابقه و پیشین شبکه بیبیسی در تهران، خشم صهیونیستها را به اوج رساند. او با انتشار عکسهایی نفسگیر از سیل جمعیت به سمت میدان آزادی نوشت: «چه افتخار بزرگی برای من است که این لحظه تاریخی را در خاک ایران پوشش میدهم.» انتشار این مواضع صادقانه، هجمههای سنگینی را علیه او روانه کرد. در یک نمونه آشکار، «لورا لومر»، فعال سیاسی راستگرای افراطی و نزدیک به صهیونیستها، در توییتی توهینآمیز به بشری شیخ حمله کرد و مدعی شد او از کشوری تمجید میکند که زنان در آن حق انتخاب ندارند و او نمیتواند حجابش را بردارد.
پاسخ بشری شیخ به این عقدهگشایی، یک ضربه فنی رسانهای بود؛ او با انتشار تصاویری از تنوع پوشش، آزادیهای اجتماعی و حتی ایستگاه مریم مقدس در ایران، رو به مخاطبان غربی نوشت: «این هم از آزادی حجاب و این هم از ایستگاه مریم مقدس در ایران.» این اقدام، خط بطلانی بر پروپاگاندای هالیوودی غرب از وضعیت داخلی ایران کشید.
حماسه تشییع رهبر شهید و حضور این خبرنگاران مستقل در تهران، نه تنها یک رفراندوم ملی در داخل کشور بود، بلکه به قیمت رسوایی بزرگ دیکتاتوری رسانهای غرب تمام شد. جو کنونی در غرب و تلاش برای متهم کردن این خبرنگاران به خیانت، به وضوح نشان میدهد که ادعای «آزادی بیان» در غرب، تنها تا زمانی معتبر است که در خدمت منافع و دروغهای جبهه استکبار باشد.
