چرخهای که در انتخاب مربیان کشتی همچنان تکرار میشود
فدراسیون کشتی با اینکه دهها مدالآور جهانی و المپیکی در کارنامه خود دارد، تا امروز نتوانسته این ذخیره ارزشمند را در نقش مربیگری بهکار بگیرد.
کشتی فقط درباره ساختن قهرمان روی تشک نیست؛ گاهی مهمتر از خودِ قهرمانی، این است که یک ورزشکار بزرگ بعد از کنار گذاشتن لباس مسابقه، چه میراثی برای نسل بعدی بهجا میگذارد. کشتی آزاد آمریکا طی سالهای اخیر تحول قابلتوجهی را در جایگاه برخی از ستارههای سرشناس خود پشت سر گذاشته است؛ ورزشکارانی که زمانی برای رسیدن به سکوی قهرمانی جهان و المپیک تلاش میکردند، حالا در نقش مربی، کنار تشک مینشینند و مسیر نسل تازهی قهرمانان را هدایت میکنند.

در آمریکا، این جابهجایی نسلی با حضور جیدن کاکس و دیوید تیلور جدیت بیشتری پیدا کرده؛ دو کشتیگیری که خودشان سابقهای درخشان در بالاترین سطح کشتی جهان دارند و اکنون تجربهی خود را به نسل آینده منتقل میکنند.
کاکس، قهرمان جهان و دارنده مدال برنز المپیک، از سال ۲۰۲۴ مسئولیت توسعه کشتی آزاد ردههای پایه آمریکا را برعهده گرفته و امسال نیز هدایت تیم آزاد جوانان این کشور را برعهده داشته است؛ تیمی که در مسابقات جهانی زیر ۲۰ سال، برای سومین سال پیاپی توانست عنوان قهرمانی جهان را به دست بیاورد.
آمریکا در رقابتهای جهانی جوانان ۲۰۲۶ با کسب ۲۰۵ امتیاز، از روسیه و ژاپن پیشی گرفت و نکته جالب توجه این است که این تیم در هر ۱۰ وزن موفق به کسب مدال شد؛ آماری که نشان میدهد کاکس در حال شکلدادن به نسلی عمیق و رقابتی برای آینده کشتی آمریکاست.
در کنار کاکس، دیوید تیلور نیز علاوه بر مربیگری در باشگاه، به تیم ملی هم کمک میکند. این در حالی است که در ایران، هدایت تیم ملی کشتی آزاد جوانان بر عهده احسان امینی بوده که پیش از این دستیار پژمان درستکار در تیم بزرگسالان بود و تنها یک مدال طلای قهرمانی آسیا در سال ۲۰۱۱ را در کارنامه خود دارد.
البته این مقایسه به معنای زیر سؤال بردن توانایی فنی احسان امینی نیست؛ نکته اصلی، تفاوت در مسیر رشد و پشتوانهای است که مربیگری در دو کشور از آن برخوردار بوده. این وضعیت نشان میدهد که آمریکا بخشی از سرمایه انسانی کشتی خود را از قهرمانان بزرگ به مربیان نسل جدید تبدیل کرده، در حالی که کشتی ایران با وجود داشتن دهها قهرمان جهان و المپیک، هنوز نتوانسته بهصورت پایدار از این سرمایه انسانی در ساختار مربیگری بهره بگیرد.
شاید این نتیجه بهتنهایی برای قضاوت درباره دو سیستم کافی نباشد، اما سؤال جدیای را مطرح میکند؛ آیا وقت آن نرسیده که ایران هم بهجای چرخاندن چند نام محدود روی نیمکت تیمهای ملی، از قهرمانان بزرگ خود برای ساختن نسل بعدی استفاده کند؟