یزد، شهری که تقویمش با روضه ورق می‌خورد

به گزارش خبرنگار تادنا نیوز، محرم در هر شهر و دیاری رنگ و بوی خاص خود را دارد، اما یزد سال‌هاست با عنوان «حسینیه ایران» شناخته می‌شود؛ شهری که عزاداری برای امام حسین(ع) در آن تنها به دهه اول محرم محدود نیست و در تمام روزهای سال در خانه‌ها، حسینیه‌ها و محافل مردمی جریان دارد. کتاب «محفل محترم» نوشته محمدعلی جعفری با همکاری جمعی از پژوهشگران، تلاشی است برای ثبت بخشی از این میراث فرهنگی و مذهبی؛ میراثی که نه در کتاب‌های تاریخ، بلکه در حافظه مردم، خانه‌های قدیمی و روضه‌های چندنسلی زنده مانده است.

این اثر که توسط انتشارات معارف منتشر شده، مجموعه‌ای از چهارده خرده‌روایت درباره آیین‌های سنتی عزاداری مردم یزد است؛ روایت‌هایی که بیش از آنکه گزارش مراسم باشند، تصویری از سبک زندگی مردمانی را ارائه می‌کنند که محبت اهل‌بیت(ع) را در تار و پود زندگی روزمره خود تنیده‌اند. نویسنده تلاش کرده با روایت‌های کوتاه اما پرجزئیات، مخاطب را از سطح یک مراسم عزاداری فراتر ببرد و او را با فلسفه، پیشینه و هویت این محافل آشنا کند.

«محفل محترم» تنها درباره اشک و عزاداری نیست؛ درباره مردمانی است که نسل به نسل، مسئولیت حفظ یک سنت را بر عهده گرفته‌اند. کتاب نشان می‌دهد چگونه یک مجلس روضه می‌تواند به مهم‌ترین نقطه اتصال اعضای یک خاندان تبدیل شود؛ مجلسی که فرزندان خانواده، حتی اگر سال‌ها در شهرها یا کشورهای دیگر زندگی کنند، برای برگزاری آن خود را به یزد می‌رسانند تا چراغ عزاخانه خاموش نشود.

روضه‌هایی که از دل تاریخ عبور کرده‌اند

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب، پرداختن به روضه‌های خانگی و وقفی یزد است؛ مجالسی که برخی از آن‌ها بیش از یک قرن قدمت دارند و همچنان با همان نظم و آداب گذشته برگزار می‌شوند. نویسنده در خلال روایت‌ها نشان می‌دهد که این مجالس تنها مراسم مذهبی نیستند، بلکه بخشی از هویت خانوادگی و اجتماعی مردم یزد محسوب می‌شوند.

در بسیاری از این خانه‌ها، وقف‌نامه‌هایی وجود دارد که صاحبان خانه را موظف می‌کند تا زمانی که نسل خاندان باقی است، مجلس روضه را برگزار کنند. همین سنت باعث شده است بسیاری از خانواده‌ها، حتی پس از مهاجرت، هر سال برای برگزاری مجلس به زادگاه خود بازگردند. کتاب با روایت چنین نمونه‌هایی، مفهوم «وقف برای روضه» را از یک اصطلاح فقهی به تجربه‌ای زنده و ملموس تبدیل می‌کند.

در یکی از روایت‌ها، نویسنده از خانواده‌ای سخن می‌گوید که اعضای آن از نقاط مختلف ایران و جهان، تنها برای چند روز به یزد بازمی‌گردند تا نذر اجدادشان را ادا کنند. این بازگشت، صرفاً یک سفر نیست؛ بازگشت به ریشه‌ها و هویت خانوادگی است.

از سوی دیگر، «محفل محترم» به جزئیاتی می‌پردازد که کمتر در روایت‌های رسمی دیده می‌شود؛ از آماده‌کردن سماورها و استکان‌های قدیمی گرفته تا شستن ظرف‌ها با خاک آجر و خاکستر، آدابی که امروز شاید برای نسل جدید عجیب به نظر برسد اما روزگاری بخشی جدایی‌ناپذیر از مراسم روضه بوده است.

وقتی روایت، تاریخ شفاهی را زنده می‌کند

محمدعلی جعفری در این اثر، به جای آنکه صرفاً اطلاعات تاریخی ارائه کند، سراغ روایت آدم‌ها رفته است. قهرمانان کتاب، مداحان مشهور یا شخصیت‌های سیاسی نیستند؛ بلکه پیرزن‌ها، خادمان حسینیه‌ها، بانیان روضه‌های خانگی، پیرغلامان و مردم عادی هستند که سال‌ها بی‌هیاهو چراغ این مجالس را روشن نگه داشته‌اند.

همین انتخاب باعث شده کتاب رنگ و بوی تاریخ شفاهی پیدا کند. مخاطب هنگام مطالعه احساس می‌کند پای صحبت راویان نشسته و خاطرات آنان را بی‌واسطه می‌شنود. زبان روایت نیز ساده، روان و صمیمی است و نویسنده از پیچیدگی‌های مرسوم متون پژوهشی فاصله گرفته تا کتاب برای عموم مخاطبان خواندنی باشد.

از سوی دیگر، هر روایت پنجره‌ای به بخشی از فرهنگ بومی یزد باز می‌کند؛ فرهنگی که در آن احترام به روضه، احترام به اهل‌بیت(ع) و احترام به سنت‌های خانوادگی در هم تنیده شده است.

یزد، شهری که تقویمش با روضه ورق می‌خورد

چرا یزد را «حسینیه ایران» می‌نامند؟

یکی از پرسش‌هایی که کتاب به آن پاسخ می‌دهد، دلیل شهرت یزد به عنوان «حسینیه ایران» است. نویسنده با استناد به خاطره‌ای از آیت‌الله فلسفی توضیح می‌دهد که ایشان پس از سفر به یزد و مشاهده برگزاری مجالس روضه در تمام طول سال، این عنوان را برای شهر برگزید.

مطالعه کتاب نشان می‌دهد این نام تنها یک لقب نیست، بلکه توصیفی از سبک زندگی مردم یزد است. در این شهر، روضه محدود به محرم و صفر نیست؛ بسیاری از خانه‌ها در مناسبت‌های مختلف سال میزبان مجالس اهل‌بیت(ع) هستند و همین استمرار، هویت مذهبی شهر را شکل داده است.

جعفری تلاش می‌کند این ویژگی را نه با شعار، بلکه از خلال روایت‌های واقعی نشان دهد؛ روایت‌هایی که ثابت می‌کنند عشق به امام حسین(ع) چگونه می‌تواند نسل‌های مختلف را کنار هم نگه دارد و به بخشی از فرهنگ عمومی یک شهر تبدیل شود.

محفلی که فقط درباره عزاداری نیست

اگرچه موضوع اصلی کتاب عزاداری است، اما «محفل محترم» تنها درباره سوگواری سخن نمی‌گوید. این اثر در لایه‌های عمیق‌تر خود، کتابی درباره هویت، حافظه جمعی، انتقال سنت‌ها و نقش خانواده در حفظ میراث فرهنگی است.

هر مجلس روضه در این کتاب، داستانی از وفاداری، مسئولیت‌پذیری و حفظ یک امانت تاریخی را روایت می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه یک سنت مذهبی می‌تواند به بستری برای شکل‌گیری روابط اجتماعی، تقویت همبستگی خانوادگی و انتقال ارزش‌ها از نسلی به نسل دیگر تبدیل شود.

از همین رو، مطالعه «محفل محترم» تنها برای علاقه‌مندان به تاریخ عزاداری سودمند نیست؛ بلکه برای پژوهشگران فرهنگ عامه، تاریخ شفاهی، مردم‌شناسی و مطالعات آیینی نیز اثری قابل‌توجه به شمار می‌آید.

در نهایت، «محفل محترم» بیش از آنکه صرفاً کتابی درباره روضه باشد، روایتی از مردمانی است که باورهای خود را نه در شعار، بلکه در سبک زندگی حفظ کرده‌اند. این اثر تلاش می‌کند بخشی از میراث ناملموس یزد را ثبت کند؛ میراثی که اگر روایت نشود، شاید در گذر زمان بسیاری از جزئیاتش به فراموشی سپرده شود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

برای تهیه غذا کل محله پای کارند. کوه پیاز در میان حلقه خانم‌ها آب می‌شود. هر گونی نخود سهم دو نفری می‌شود که پهلوی هم نشسته‌اند و در میان صدای تریک تریک برخورد نخود با سینی گونی گونی خالی می‌شود. نصف خانه ملحفه بین می‌شود برای خشک شدن کاسه‌های استیل آبگوشت خوری. بار لیموها کمتر است اما ظرافت بیشتری می‌خواهد جدا کردن دانه‌ها از پره‌های ترش لیمو.

آقا با نام امام حسین زود چشمانش تر می‌شد. با گریه می‌گفت: «روز سیزدهم کسی پرسه برای جدم نمی‌گیره.»

مردم معمولی هر عزیزی از بین شان می‌رود، رسم است سوم مرحوم را عزاداری می‌کنند و خیرات می‌دهند. عزیز ما دهم به شهادت می‌رسد. سیزدهم محرم می‌شود سوم شهیدمان روضه بعد از دو روز برپاست.

نوه بزرگ دیگ قهوه را بار می‌گذارد و به جای چای با فنجان‌های قهوه پذیرایی می‌شوند؛ به سنت عزای یزدی‌ها بعد از نماز ظهر دیگ‌های آبگوشت خالی می‌شود و سفره‌ها بین جمعیت پهن. عده زیادی غذا ظرف می‌کنند و ظرف‌ها به سرعت سفره‌ها را پر می‌کند. پنج شش هزار غذا نذر سید الشهدا.

بعد غذای نذری، مجلس که خلوت می‌شود کم کم آماده می‌شویم برای پرسه زنانه عصر. روی میز شمع می‌گذاریم. گل آرایی می‌کنیم. دیس‌های حلوا و خرما چیده می‌شوند. تا مداح بیاید. خانم ها قرآن قرائت می‌کنند؛ درست شبیه جلسات خانگی.

کتاب«محفل محترم» نوشته محمدعلی جعفری در ۱۳۶صفحه و از سوی نشر معارف منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *