یادداشت مهمان، محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: در تاریخ بشر کمتر پدیدهای را میتوان یافت که در مدتی کوتاه، به اندازه اینترنت، تجربه زیستن انسان را دگرگون کرده باشد. اگر انقلاب صنعتی شیوه تولید را تغییر داد و انقلاب چاپ، دسترسی به دانش را متحول ساخت، اینترنت مرزهای زمان، مکان و ارتباطات انسانی را درنوردید و سبک زندگی نسلهای جدید را از بنیان دگرگون کرد. هیچ گروهی نیز به اندازه کودکان تحت تأثیر این تحول قرار نگرفتهاند؛ نسلی که نخستین تجربههای یادگیری، بازی، دوستی، هویتیابی و حتی مشارکت اجتماعی خود را در کنار جهان واقعی، در فضای دیجیتال نیز تجربه میکند.
اما همین واقعیت، پرسشی بنیادین را پیش روی ما قرار میدهد: اگر اینترنت هرگز به وجود نمیآمد، کودکی چگونه بود؟ آیا کودکان صرفاً آرامتر و کمخطرتر زندگی میکردند یا اساساً از بسیاری از فرصتهایی که امروز جزء لاینفک حقوق آنان تلقی میشود نیز محروم میماندند؟ پاسخ به این پرسش، صرفاً نوستالژیک یا جامعهشناختی نیست؛ بلکه به قلب مباحث حقوق کودک در قرن بیستویکم راه مییابد.
کودکی پیش از اینترنت؛ جهانی کوچک اما ملموس
پیش از ظهور اینترنت، جهان کودک عمدتاً در محدوده خانه، مدرسه، خانواده و محله تعریف میشد. بازیهای گروهی، قصهگویی، مطالعه کتاب، ارتباط چهرهبهچهره و تجربه مستقیم طبیعت، مهمترین ابزارهای رشد اجتماعی و شناختی کودکان بودند. منابع یادگیری محدود اما عمیقتر بود و کودک برای دستیابی به دانش، ناگزیر از مراجعه به کتابخانه، معلم یا اعضای خانواده بود.
این محدودیتها، هرچند سرعت دسترسی به اطلاعات را کاهش میداد، اما در مقابل، فرصت بیشتری برای شکلگیری روابط انسانی پایدار، تمرکز، تخیل و تجربههای زیسته فراهم میکرد. بسیاری از روانشناسان معتقدند که بخش مهمی از مهارتهای اجتماعی نسلهای گذشته، حاصل همین تعاملات واقعی بود.
اما این تصویر، همه واقعیت نیست. کودکی بدون اینترنت، در عین حال، با محدودیتهای جدی نیز همراه بود؛ کودک ساکن یک روستای دورافتاده یا منطقه محروم، تقریباً هیچ امکان برابری با کودک شهرهای بزرگ برای دسترسی به منابع آموزشی، فرهنگی یا ارتباط با جهان خارج نداشت. فاصله جغرافیایی، عملاً به فاصله دانایی تبدیل میشد.
اینترنت؛ تولد نسل جدیدی از حقوق کودک
اینترنت صرفاً ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه ماهیت بسیاری از حقوق کودک را نیز دگرگون کرده است. امروزه حق بر آموزش، حق بر دسترسی به اطلاعات، حق بر مشارکت، حق بر بیان دیدگاه و حتی حق بر سلامت، بدون دسترسی معقول و ایمن به اینترنت، معنایی متفاوت پیدا کردهاند.
همهگیری کووید-۱۹ این واقعیت را آشکارتر ساخت. میلیونها کودک در سراسر جهان تنها از طریق اینترنت توانستند آموزش خود را ادامه دهند. در همان زمان، نابرابری دیجیتال به یکی از مهمترین اشکال تبعیض آموزشی تبدیل شد؛ کودکانی که اینترنت یا ابزارهای دیجیتال در اختیار نداشتند، عملاً از حق آموزش محروم شدند.
از همین رو، در سالهای اخیر ادبیات حقوق بشر از مفهومی با عنوان حقوق دیجیتال کودک سخن میگوید؛ مفهومی که نشان میدهد اینترنت دیگر صرفاً یک فناوری نیست، بلکه بستری برای تحقق یا نقض بسیاری از حقوق بنیادین کودکان است.
پارادوکس عصر دیجیتال؛ فرصت و تهدید در کنار یکدیگر
با وجود این، اینترنت همان اندازه که فرصتآفرین است، میتواند تهدیدآفرین نیز باشد. کودکان امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض مخاطراتی مانند نقض حریم خصوصی، سوءاستفاده جنسی برخط، آزار اینترنتی، اعتیاد به فضای مجازی، اخبار جعلی، خشونت دیجیتال و بهرهکشی اقتصادی از دادههای شخصی قرار دارند.
این پارادوکس، یکی از مهمترین چالشهای حقوق کودک در عصر حاضر است. در گذشته، دغدغه اصلی حمایت از کودک در فضای فیزیکی بود؛ اما امروز بخش مهمی از مسئولیت دولتها، خانوادهها و شرکتهای فناوری به حفاظت از کودک در فضای دیجیتال مربوط میشود.
به همین دلیل، کمیته حقوق کودک سازمان ملل در تفسیر عمومی شماره ۲۵ (۲۰۲۱) اعلام کرد که حقوق مندرج در کنوانسیون حقوق کودک، در محیط دیجیتال نیز با همان قوت و اعتبار قابل اعمالاند و دولتها موظفاند فضای دیجیتال را به محیطی امن، در دسترس و عاری از تبعیض برای کودکان تبدیل کنند.
اگر اینترنت نبود، آیا امروز از «حقوق دیجیتال کودک» سخن میگفتیم؟
شاید پاسخ این پرسش منفی باشد. بسیاری از مباحثی که امروز در حقوق بینالملل مطرحاند—از حق بر حریم خصوصی دیجیتال گرفته تا حمایت از دادههای کودکان، امنیت سایبری، دسترسی برابر به آموزش آنلاین و حمایت از کودکان در برابر خشونت برخط—اساساً بدون اینترنت موضوعیتی نداشتند.
اما همین واقعیت نشان میدهد که فناوری، صرفاً ابزار تغییر سبک زندگی نیست؛ بلکه خود به عاملی برای تحول مفاهیم حقوقی تبدیل شده است. همانگونه که انقلاب صنعتی حقوق کار را دگرگون کرد، انقلاب دیجیتال نیز حقوق کودک را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن، حمایت از کودک تنها به مدرسه، خانواده و خیابان محدود نمیشود، بلکه فضای مجازی نیز بخشی از قلمرو تعهدات حقوق بشری دولتهاست.
جمعبندی؛ مسئله امروز، نبود اینترنت نیست، حکمرانی بر اینترنت است
پرسش «اگر اینترنت نبود، کودکی چگونه بود؟» در نهایت ما را به این نتیجه میرساند که مسئله اصلی، حضور یا فقدان اینترنت نیست، بلکه نحوه حکمرانی بر آن است. اینترنت فرصتهایی بیسابقه برای آموزش، دسترسی به اطلاعات، مشارکت و شکوفایی استعدادهای کودکان فراهم کرده است؛ اما همین فضا، در صورت فقدان چارچوبهای حقوقی و سیاستهای حمایتی، میتواند به بستری برای نقض گسترده حقوق آنان تبدیل شود.
از اینرو، چالش حقوق بینالملل در دهههای آینده، حذف فناوری یا محدود کردن کودکان نخواهد بود، بلکه تضمین آن است که هیچ کودکی به دلیل فقر دیجیتال از فرصتهای عصر فناوری محروم نشود و هیچ کودکی نیز در این فضا، قربانی نقض حقوق بنیادین خود نگردد. آینده حقوق کودک، بیش از هر زمان دیگری، با آینده حکمرانی دیجیتال گره خورده است؛ و شاید بتوان گفت که حمایت از کودک در قرن بیستویکم، بدون حمایت از حقوق او در فضای دیجیتال، دیگر قابل تصور نیست.
